X
تبلیغات
گفت و گو - جهانی شدن و سبک زندگی

گفت و گو

نمی رفتند تا به جایی برسند، می رفتند تا با هم باشند.

جهانی شدن و سبک زندگی

روزنامه شرق، 14 شهریور 1390

جهانی شدن و سبک زندگی

محمد صادقی

 

جهانی شدن در خطر بدل شدن به یک شعار صِرف است و نه یک مفهوم جدی علوم اجتماعی.

                                                                                                        رولند رابرتسون

شاید آنچه بیش از هر چیز برخی را از روند جهانی شدن نگران می کند، ترس از بلعیده شدن فرهنگ شان باشد، آیا چنین اتفاقی در حال رخ دادن است؟ بهتر است به این نکته هم بیندیشیم، که تا چه اندازه در ایران از جهانی شدن، بهره برداری سیاسی، و تا چه اندازه به این موضوع با نگاه علمی نگریسته می شود؟ به نظرم، شیوه و سبک زندگی در نگاه انتقادی ما برجسته است، اما آیا سبک زندگی (Lifestyle) که رویه و بیرونی ترین لایه های یک فرهنگ را نشان می دهد، تا این اندازه نگران کننده و تهدیدآمیز است؟ و فراگیرشدن برخی نمادهای یک فرهنگ، به معنای از دست رفتن فرهنگ ها و هویت های دیگر خواهد بود؟ روشن تر بگویم، آیا آنچه به نام جهانی شدن در حال رخ دادن است، می تواند دیگر فرهنگ ها و تمدن ها را ببلعد و نابود سازد؟ اگر مقصود از جهانی شدن (نه جهانی سازی)، فراگیرشدن ارزش های جهانی و استقرار عقلانیت باشد، جای نگرانی وجود دارد؟ برای نمونه، هنگامی که مشکل محیط زیستی، دغدغه همگانی شده، و انسان ها برای حل مشکل مشترک، به هم نزدیک تر می شوند، این می تواند سرآغاز مناسبات جدید و سازنده ای در جهان باشد. وقتی در روند جهانی شدن، از ارزش های جهانی سخن گفته می شود، معنایش ارزش های انسانی است، معنایش پاسداشت آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و... است. پس در منازعه میان ارزش های ملی با ارزش های جهانی، آنچه در تضاد با عقل و عقلانیت است، کنار می رود. هر چه در درون فرهنگ ها و تمدن ها با عقلانیت و عقل جمعی سازگار نباشد، فراموش و کتمان می گردد، آنچه از آداب، رسوم، سنت ها و آیین ها با عقلانیت همخوانی داشته باشد، تداوم می یابد... می توان گفت، جهان لیبرال، بر اساس تولید و توزیع لذت و شادی بنا شده (به همین خاطر است که برخی اندیشمندان آن را همساز با طبیعت انسان می پندارند) و از این رو، جشنی مانند دیوالی –جشن شادی- می ماند، و رسمی مانند ساتی -سوزاندن زنِ مرد متوفی- از بین می رود. درباره سبک زندگی هم چنین است، یعنی برجسته کردن آن (برای ایجاد نگرانی) درست به نظر نمی آید، اگر شلوار جین جایگزین شلوار (لباس) سنتی می شود، طبیعی است، و نشان دهنده سلطه یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ ها نمی تواند باشد، زیرا تغییر نمادها و تغییر فرم بنا بر ضرورت های زمانی، گوناگونی ذائقه آدمیان و پیشرفت های بشری ناگریز است اما درباره اینکه نمادها مقدمه و دروازه ورود به متن و بدنه فرهنگ هستند یا نه، می توان مناقشه کرد. با گسترش خیره کننده ارتباطات در دهکده جهانی، و جهانی که روز به روز کوچک تر می شود، روند جهانی شدن هم سرعت می یابد اما این «درهم تنیده شدن» به طور قطعی، زوال ارزش های عقلانیِ فرهنگ ها و تمدن ها را در پی نخواهد داشت. هر فرهنگی که بخواهد ماندگار شود باید در فرایند جهانی شدن مشارکت جوید، وگرنه با انزوا و گریز و پرهیز مواجه شده و مصداق آن ضرب المثل مشهور است که خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی!

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم شهریور 1390ساعت 3:46 بعد از ظهر  توسط محمد صادقی